تمسخر فتنه در رسانه های فتنه!

تمسخر فتنه در رسانه های فتنه!
عکسهایی که کار دست صهیونیستهای ایران داد!
بالاترین: اگر این تصاویر و فیلم هایی که ما می بینیم اسمش راهپیمایی است، پس هر روز خدا ، در این سیصد و شصت و پنج روز ، در تهران راهپیمایی است! ... اگر متولیان جنبش سبز صداقت داشتند «مردرندانه» برای حرکت براندازانه تقاضای صدور مجوز از حکومت نمی کردند...

محافل سیاسی و رسانه ای ضد انقلاب که در تدارک آشوبگری ناکام برای 25بهمن نقش آفرینی کرده بودند، نسبت به سرخوردگی ناشی از این اقدام کور و منجر به شکست ابراز نگرانی می کنند.
اگرچه موج «روحیه درمانی» و «تلقین» در فضای رسانه ای ضد انقلاب فعال است، اما برخی از این محافل معتقدند نباید دست کم خود را گول بزنند و تا کار افسردگی و سرخوردگی بیخ پیدا نکرده اند چاره ای بیندیشند. استناد این محافل به سر جمع چند عکس و ویدئوی افتضاحی است که توانسته اند پس از یک هفته تبلیغات پرحجم از ترافیک خیابان های مرکزی شهر تهیه کنند! یکی از بالاترینی ها به طنز نوشت: اگر این تصاویر و فیلم هایی که ما می بینیم اسمش راهپیمایی است، پس هر روز خدا در این سیصد و شصت و پنج روز در تهران راهپیمایی است. توی این عکس ها و فیلم ها که تا چشم کار می کند موتور و خودرو است. پس مخالفان کجا بودند؟ نکند همین راننده ها مشغول راهپیمایی بوده اند و ما خبر نداریم.
یادآور می شود بهترین عکسی که مشترکاً از سوی بی بی سی، جرس، کلمه، رادیو فردا و بالاترین درباره سناریوی 25 بهمن مورد استناد قرار گرفته، یکی از تقاطع های خیابان انقلاب را با حدود 10 پلیس و 20 تا 30 نفر عابر و ده ها خودرو نشان می دهد!! مجموع این تصاویر و ویدئوها نیز به تعداد انگشتان 2 دست نمی رسد!

گفتنی است صراط نیوز هرچه در موتور جستجوگر google با عنوان 25 بهمن یا عکسهای 25 بهمن جسجو کرد حتی یک عکس نیز پیدا نکرد! شما هم می توانید با این تفریح جالب را از طریق لینک زیر تکرار کنید!
سرچ گوگل برای عکسهای  25 بهمن

اما یکی دیگر از کاربران بالاترین نوشته است: در نبود رهبر برای جنبش باید از همدیگر بپرسیم خب که چی؟ بعدش چی؟ همین حالا نوعی سردرگمی پدیدار شده و اگر فکری نشود به سرخوردگی هم می رسد.
ضد انقلاب دیگری می نویسد: اومدیم تو خیابون که چی؟ دور هم قدم بزنیم؟! آخه من نمی فهمم چرا حرکت های ما این قدر عقیم است. خب بابا یه تجمعی، یه حرکتی. می گویند، که ثابت کردیم زنده ایم. خوب اینو که خودم هم می دونستم زنده ام.
سایت ضد انقلابی خودنویس نیز در مطلب مشابهی یادآور شده است: این هم بیست و پنجم. بعدش چی؟ نمی خواهم کسی رو ناامید کنم ولی که چی؟ موسوی و کروبی چه کاره اند؟ آیا ما باید سالی یکی دوبار بیاییم و کتک بخوریم [نویسنده خارج کشور حضور دارد!]؟ کماکان باید حس تهوعی را داشته باشیم که نه آن طرفی می شود و نه این طرفی؟
داریوش سجادی از مخالفان مقیم آمریکا نیز در وبلاگ خود این گونه نوشته است: سران اپوزیسیون در رویایی شیرین می گفتند 25 بهمن روز تصاحب میلیونی خیابان هاست، تصوری که در 25 بهمن چون برف در مقابل خورشید آب شد و حضور آنان به چند تجمع پراکنده منحصر گردید. علی رغم این شهر آشوبی و شعارهای ساختارشکن، حرکت 25 بهمن را باید به نوعی یک شوخی تاریخی تلقی کرد که از حجم بالایی از توهم نیز برخوردار بود.
وی ادامه می دهد: شوخی بود چون میان حمایت و همبستگی با قیام ملت مصر ظاهراً دچار نسیان شده بودند که همان کسانی هستند که شعار نه غزه نه لبنان سر می دادند. کسی که این شعار را داده با شفاف ترین صورت در حال اعلام این اعتقاد است که ظلم ستیزی و دفاع از مظلوم محلی از اعراب برای او ندارد. بنابراین برای حاملان چنین تفکری مفهومی ندارد تا صدای اعتراض خود را متوجه اقدامات و جنایات ظالمانه اسرائیل یا حسنی مبارک علیه مردم غزه و لبنان کنند. لذا در حالی که طی یک سال گذشته هیچ گاه نشد این دسته از سبزها در هیچ کجا برائت خود از آن اندیشه های آپارتایدی را اعلام کنند بر همین اساس ادعای اعلام همبستگی و حمایت تصنعی امروزشان از مبارزات ظلم ستیزانه مظلومان مصری علیه همان دولتی که سال گذشته مظالمش در غزه ارزنی از تالم در خاطر مبارک ایشان را فراهم نمی کرد؛ چنین نوع دوستی با تاخیری را نمی توان جز «شوخی کردن» با قوه عاقله افکار بین الملل نام دیگری گذاشت؛ توهم آنها همه این است که معارضه با جمهوری اسلامی را آسان می پندارند. آنها چه خوش بدارند و چه خوش ندارند نظام جمهوری اسلامی ایران برخلاف مصر نظامی وابسته به کشورهای خارجی نیست که بتوان با فلج کردن آن از طریق شهرآشوبی، اربابان خارجی اش را متقاعد به کنار گذاشتن ایشان کرد. ترش یا شیرین، حکومت جمهوری اسلامی نظامی است مستقر و مستقل و مسلط که برخوردار از پایگاه مردمی قابل وثوق و اعتنائی نیز هست. حکومت در ایران کماکان برخوردار از یک عقبه مردمی و ثابت قدم و اکثریتی است و اگر خدای نکرده روزی همین نیروهای نظامی و انتظامی صحنه را بنفع توده های طرفدار جمهوری اسلامی خالی کرده و میدان را عملاً واگذار به شهروندان حامی حکومت و مخالفش کنند چه جدال خون چکانی را مهیا می کنند. در کنار این شوخی و توهم جنبش سبز کماکان از عنصر بی صداقتی نیز رنج می برد. متولیان این جریان نه با هم می توانند صادق باشند و نه با خود که اگر صداقت داشتند «مردرندانه» برای حرکت براندازانه تقاضای صدور مجوز از حکومت نمی کردند.


/ 0 نظر / 8 بازدید