از فتنه ­گری تا اهانت به مرجعیت شیعه

از فتنه ­گری تا اهانت به مرجعیت شیعه

چگونه و بر اساس چه منطقی گفته ­ها و دیدگاه­ های منافقین توسط اعضای جبهه مشارکت مانند مزروعی بازتولید می­ شود و برداشت نادرستی از گفته ها و موضع گیری های مقام معظم رهبری ارائه می دهند و با وجود چنین رفتاری چگونه می­توانند ادعای انقلابی بودن و اسلامی بودن داشته باشند؟

 

آخرین نوشتة رجبعلی مزروعی که چند روز پیش در یکی از رسانه های مستقر در اروپا منتشر شد، مقاله بسیار سخیفی است و موضوعی که مطرح می کند ارزشی برای پرداختن و پاسخ دادن ندارد

.

اما آنچه در اینجا به بهانة این نوشته و شاید خطاب به او می­آید، یادآوری انحرافی است که در مقاطع مختلف انقلاب اسلامی گریبانگیر افراد و گروه ­ها و جریاناتی شد و آنها را گردونة انقلاب اسلامی خارج کرد

اینانحراف ها باعث شده که مزروعی از رایزن فرهنگی ایران در پاکستان ونمایندگی مجلس ششم تا جریانات فتنه در سال 88 مسیری پر فراز و نشیب بپیمایدو حالا در نوشته های خود عملکرد وگفتار مقام معظم رهبری را مورد انتقادقرار دهد

انحرافی که بنی­ صدر دچار آن شد و علیرغم هشدارهای مکرر امام (ره)، بر مدعیات سخیف خود پافشاری کرد و با منافقین که آنها هم دچار انحرافاتی وسیع­ تر بودند همراه شد، انحرافی که در مرحوم منتظری رخ داد و تحت تأثیر القائات افرادی همچون مهدی هاشمی گرفتار آمد و باز هم علیرغم تذکرات و هشدارهای دقیق و حساس امام خمینی (ره) به مسیر درست بازنگشت، و ده­ ها مورد از این دست که در خاطرة مردم ایران باقی مانده است، همه یک فصل مشترک داشتند و آن اینکه «برداشت من بر نظر رهبری انقلاب و نظام ارجح است».

نمونه ­های همین روند و جریان در صدر اسلام هم وجود داشت. در جنگ احد مسلمانان به این دلیل شکست خوردند که یکی از فرماندهان سپاه اسلام به دستور پیامبر صلوات­ الله علیه کم­ توجهی کرد؛ بعد از رحلت حضرتش، برداشت های ناصواب و نادیده گرفتن نصّ دستورات و سفارش ­های ایشان منجر به دوگانگی در امت واحده شد؛ در زمان امامت علی علیه­ السلام اصحاب جمل خود را و نظر خود را بر فرمان و بیان آن حضرت رجحان دادند و «سهم خود» را مطالبه می­ کردند و معتقد بودند روش آن حضرت عادلانه نیست؛

خوارج خود را متعبدترین مردمان می­دانستند و علی علیه­ السلام را خارج از دین می­شمردند! و صدها نمونة دیگر.

در همین سه دهه­ ای که از انقلاب اسلامی می­گذرد، هم نمونه­ های فراوانی از این جریان انحرافی که در هر دوره­ های مختلف با شکلی خاص ظاهر شده می­توان سراغ گرفت.

این نوشته رجبعلی مزروعی هم دچار همان انحراف است. یعنی برداشت و ذهنیت محدود و سطحی خود را اصل و مبنا قرار داده و مقوله­ های دیگر را با آن می­ سنجد و کار پاکان را قیاس از خود می­کند.

شرایط امروز کشور، به رغم جوسازی­ های رسانه ­ای طیفی که قدرت خود را از دست داده، نه بحرانی است و نه امنیتی.

 همه چیز طبق موازین مشخص و تعریف­ شده جلو می­ رود و هر متخلفی مطابق قانون مورد بازخواست قرار می­ گیرد.

دولت با تمام توان در پی سر و سامان دادن وضع اقتصاد کشور است و در تمام زمینه­ ها چشم­ انداز آینده روشن و باز است.

پس چرا این طیف با لطایف­ الحیل چیزی دیگر می­ گوید و هر روز بر سیاهة کج روی­ های خود می­افزاید؟ به نظر می­رسد این رفتار ناشی از یک نوع فشار روانی و عصبیت پیامد شکست و احساس حقارت و فریب­ خوردگی است.

رجبعلی مزروعی که در فتنة سال گذشته از عوامل خیابانی ستاد فتنه بود و با تمام توان در تهییج و تحریک مردم شرکت داشت، گذشته از ابراز ارادت به اسدالله علم، شخصیت خونخوار و منحرف جنسی دربار شاه، وضعیت امروز ایران و نظام جمهوری اسلامی را با نظام فاسد و ضد دین شاه مقایسه کرده است.

وی که عضو شورای مرکزی تشکل غیرقانونی مشارکت است، در موارد متعدد خلاف منافع ملی مردم ایران سخن گفته و قلم زده است و از جمله در مطلبی مدعی شده بود که برنامه هسته ­ای ایران برنامه­ ای ملی نیست: «اساساً اینها را من شوخی می­دانم، من معتقد نیستم که پرونده هسته­ ای، یک پرونده ملی باشد»! وی در زمانی که جزو هیئت مدیره انجمن صنفی  روزنامه نگاران بود در آن تشکل تخلفات عدیده و سنگینی وقوع یافت که منجر به از هم پاشیدن آن و حیف و میل اموال متعلق به روزنامه نگاران شد و این فرد هیچ گاه پاسخی به سؤالات همکارانش در این زمینه نداد.

چنین فردی که مهمترین دستاورد ملت ایران را در سال­ های اخیر نفی و تحقیر می­کند و به کسی مانند "علم" ابراز ارادات می­نماید، اکنون قلم به دست گرفته و مدعی است که رهبری نظام جمهوری اسلامی از تمام وقایع ریز و درشت کشور اطلاع دارد و مسئولیت آنها با ایشان است! برای تنویر افکار مردم و شاید هدایت افرادی مانند همین فرد، ذکر چند نکته در این رابطه ضروری است:

-1در این تردیدی نیست که رهبر معظم انقلاب بر اوضاع کشور و تحولات منطقه و جهان اشراف کافی و وافی دارند اما این بدان معنی نیست که مسئولیت همه چیز به ایشان برگردد.

در زمان حکومت حضرت علی علیه­ السلام اگر فردی مرتکب جرمی و گناهی فاحش می­شد مسئولیت ارتکاب بر عهدة خود مرتکب بود نه بر عهدة حضرت امیر و مجازات مرتکب بر عهدة حکومت بود که انجام می­شد.

به همین سیاق امروز هم حضرت آیت­ الله خامنه­ ای هر جا که خلافی وجود داشته شجاعانه برخورد کرده و بارها نسبت به وقوع تخلفات هشدار داده­ اند و در موارد متعدد جلو تخلف را گرفته و از بروز انحراف و کج روی جلوگیری کرده اند.

-2ادعای مزروعی آن است که رهبر انقلاب باید از برخورد دستگاه­ های امنیتی و انتظامی و قضائی با مجرمین جلوگیری کنند و در این صورت ایشان عادل هستند!

در هیچ قانون بشری و به ویژه در نصوص اسلامی گفته نشده است که مجرم و غیرمجرم برابرند. اتفاقاً برخورد نکردن با مجرم به منزلة عدم وجود عدالت است. آنچه مزروعی را به این ادعا کشانده، برخورد دستگاه قضائی با فتنه ­گران سال 88 است و وی خواهان عدم برخورد با آنهاست. حال آنکه نادیده گرفتن جرم آنها و اخلال در آرامش جامعه، خود جرمی است به مراتب بزرگتر.

-3این نوشتة مزروعی در حکم شمشیر کشیدن خوارج است بر حاکم اسلامی. این حکومت همان حکومتی است که امام خمینی (ره) آن را امتداد حکومت امیرالمؤمنین می­دانستند و قطعاً به قیام حضرت مهدی موعود متصل خواهد شد. نوشتة مزروعی و برخی نوشته­ هایی از این دست تأکیدی است بر حقانیت رهبری نظام و مظلومیت جمهوری اسلامی ایران که از یک سو مورد هجمه دشمنان بیگانه است و از سوی دیگر مورد هتک و افترای نادانان به ظاهر ایرانی.

گذشته از این، در رأس این نظام یک مرجع عالیقدر شیعه قرار دارد. هم حضرت امام خمینی (ره) و هم حضرت آیت­ الله خامنه­ ای (مد ظله العالی) مرجع شیعیان بوده­ اند. در زمان حیات حضرت امام (ره) همین افتراها و اهانت­ ها و لجن­ پراکنی­ ها را منافقین، که از قضا به واسطة انحراف و کج روی از دایرة سیاست رانده شده بودند، انجام می­ دادند.

امروز هم انگار همان­ هایی هستند که از گوشه و کنار زبان و قلم به لجن آلوده­ اند. چگونه و بر اساس چه منطقی گفته ­ها و دیدگاه­ های منافقین توسط اعضای جبهه مشارکت مانند مزروعی بازتولید می­ شود و برداشت نادرستی از گفته ها و موضع گیری های مقام معظم رهبری ارائه می دهند و با وجود چنین رفتاری چگونه می­توانند ادعای انقلابی بودن و اسلامی بودن داشته باشند؟

/ 0 نظر / 4 بازدید