20 ماه بیانیه‌نویسی، هتـاکـی و آتـش‌افروزی موسوی

20 ماه بیانیه‌نویسی، هتـاکـی و آتـش‌افروزی موسوی

 

لج بازی، توهم و افکار واقعی میرحسین زمانی فرصت بروز پیدا کرد که تحت تأثیر تبلیغات افراطیون همراهش علیه باشکوه ترین مصداق مردم سالاری در تاریخ ایران شورش کرد و فریاد آشوب سر داد.

ملل نیوز به نقل از شبکه ایران- میرحسین موسوی پس از 20 سال خانه نشینی و به دلیل آنچه که ادعا کرد « احساس خطر از وضعیت موجود» بوده، وارد عرصه سیاسی و کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دهم شد.

او خود را « نخست وزیر محبوب امام» نامید و در میتینگ های انتخاباتی اش که انتقاد علما و اساتید اخلاق را برانگیخت، از اسلام و قانون اساسی و جمهوری اسلامی سخن گفت. موسوی برای جلب نظر متدینین حتی ولایت فقیه را از ارکان مهم نظام و قانون اساسی توصیف کرد.

لج بازی، توهم و افکار واقعی میرحسین زمانی فرصت بروز پیدا کرد که تحت تأثیر تبلیغات افراطیون همراهش علیه باشکوه ترین مصداق مردم سالاری در تاریخ ایران شورش کرد و فریاد آشوب سر داد.

موسوی که هیچ سندی برای اثبات ادعای تقلب و پیگیری آن از راه قانون نداشت، توصیه نزدیکانش که وابستگی آنان به بیگانگان روشن بود را بهترین شیوه برای رسیدن به قدرت تشخیص داد و هرگز حاضر به پذیرش خواسته ملت نشد.

او با صدور ده ها بیانیه افراطی هوادارانش را به ایستادگی مقابل قانون و رأی مردم با اغتشاش خیابانی فراخواند و کوشید با کمک محافل سیاسی و رسانه ای غربی و صهیونیستی، مسئولان جمهوری اسلامی را وادار به چشم پوشی بر حضور 40 میلیونی ملت ایران کند؛ آرزویی که هرگز محقق نشد.

حمایت و تبلیغات رسانه های صهیونیستی و غربی هم از موسوی و جریان فتنه بر کسی پوشیده نماند اما سران رژیم صهیونیستی و امریکا و دیگر دشمنان انقلاب اسلامی که جز بر پایه استراتژی های خود سخن نمی گویند، چندین بار اسم « میرحسین موسوی» را مورد اشاره و حمایت ویژه قرار داده اند.

میرحسین گرچه بطور رسمی از این حمایت ها سخنی نگفت اما با تکیه بر آنها تا جایی پیش رفت که عزیزترین مقدسات و زیربنایی ترین اصول و مبانی انقلاب و نظام اسلامی را زیر سؤال برد و مورد هتاکی قرار داد؛ اصولی که پیش از انتخابات بارها به آن ابراز وفاداری کرده بود.

او در همین راستا، ده ها بار هم ولایت فقیه، همان اصلی را که رکن مهم نظام خوانده بود، مورد هتاکی قرار داد تا نشان دهد که دستیابی به قدرت تنها علت بیان شعارهای انتخاباتی اش بوده است. بروز و ظهور چهره واقعی میرحسین بود که هواداران وی را به جمع محدودی اغتشاش گر کاهش داد و فریاد « مرگ بر موسوی» ملت را در خیابان ها بلند کرد.

هم سویی و وابستگی میرحسین موسوی با ضدانقلاب در این بیانیه ها بارها به چشم آمد که گویاترین آن، تکرار یکی از شعارهای علنی منافقین در ذیل یکی از بیانیه های رسمی اش بود.

جملات زیر تنها بخشی از زشت ترین سخنان موسوی در تعدادی از بیانیه های اوست که در طول 20 ماه گذشته صادر کرده است:

بیانیه شماره یک - 23 خرداد 88

نتیجه آنچه که از عملکرد متصدیان بی امانت دیده ایم و می بینیم جز تزلزل ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و حاکمیت دروغ و استبداد نیست.

اینجانب طبق وظیفه شرعی و ملی خویش به افشای رازهای پشت سر این روند پرمخاطره خواهم پرداخت و آثار نابود کننده آن را برسرنوشت کشور توضیح خواهم داد و ترس آن دارم که ادامه وضع موجود همه نیروهای مؤثر در نظام را به توجیه گرانی دروغگو در مقابل مردم تبدیل کند و دنیا و آخرت آنان را در معرض لطمه های جبران ناپذیر قرار دهد.

با تمامی شور ادامه می دهیم و با شورش دروغ که در کشور طغیان کرده و چهره آن را آلوده است مبارزه می کنیم، اما اجازه نخواهیم داد که حرکات ما شکل کور به خود بگیرد.

بیانیه شماره ۳ - چهارشنبه ۲۷ خرداد 88

تجمع عظیم و بی سابقه شما در روز 25 خرداد که در دفاع از حق و صیانت از رأی تان و دفاع از جمهوریت و اسلامیت نظام انجام گرفت، اصحاب دروغ را آنچنان به خشم آورد که تحمل نیاوردند و کوشیدند شیرینی این همایش پرشکوه را با برخورد سبعانه به کام دوستداران ایران تلخ کنند. اینجانب اقدامات وحشیانه و کشتار مردمی را محکوم میکنم.

بیانیه شماره ۵ - شنبه ۳۰ خرداد 88

این برادر شما به جوانان عزیز توصیه میکند این است که نگذارید دروغ گویان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربایند و نااهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدران راستگویتان است از شما مصادره کنند.

بیانیه شماره 9 -  10 تیر 88

مخالف شما قانون اساسی را زیر پا می گذارد، به خلاف نص این میثاق ملی شما را از حق برگزاری اجتماعات محروم می کند، بلکه حتی خود آن کسی که مسئول حفظ امنیت است شما را مورد ضرب و شتم قرار میدهد. متقلبان و دروغگویان تنها به نیت تحمیل منویاتشان در پشت نام قانون سنگر گرفته اند.

بیانیه شماره ۱۰ - یکشنبه ۱۱ مرداد 88

دنــدان شکنجه گــران و اعتراف گیران دیگر به استخوان مردم رسیده است تا جایی که اینک از میان کسانی قربانی می گیرند که خدمات بزرگ به کشور و نظام در کارنامه دارند و به تهدید دیگرانی سرگرمند که در نشو و نمای این نهضت و تأسیس نظام برخاسته از آن برجسته ترین نقش ها را برعهده داشته اند. آیا کسانی را که آرزوی شهادت در راه نورانی انقلاب اسلامی داشته اند به چیزی کمتر از آن تهدید می کنید؟ یا پس از به مسلخ بردن جمهوریت نظام، اسلامیت و آبروی آن را هم با این بی آبرویی ها هدف گرفته اید؟

بیانیه شماره ۱۴ - شنبه ۹ آبان 88

دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تأکید نمودند، که با گشاده دستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراط گرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلح آمیز هسته ای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریط های دولتمردان ایمن نشده ایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریم ها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است. چیزی که ما می توانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه راترک می کنند. آیا آن  روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟

بیانیه شماره ۱۵ - چهارشنبه ۴ آذر 88

اینک نوبت به وارثان باقری ها و باکری ها رسیده است. نسل جدیدی که بسیجی نامیده می شود امروز در بوته تاریک ترین شبهه ها و فتنه ها قرار دارد. آیا این نسل جدید نیز شبیه به کسانی هستند که جنگ جمل را در رکاب امیرمؤمنان(ع) مبارزه کردند؟ یا این قیاس ها واهی است و کسانی که اینگونه قیاس می کنند بسیج را ماشینی سرکوب گر می خواهند برای زدن و گرفتن و آزار و حتی قتل انسان هایی که تنها جرمشان دعوت به دادگری است؟ چه کسانی جواب این سؤال را می دانند؟ هویت آن سازمانی که اینک بسیج مستضعفان نامیده می شود به راستی چیست؟ دستگاهی بینیت که بفرموده چشمانش را می بندد و دست و پای خواهران و برادرانش را می شکند. قرار نبود بسیج جیره خوار دولت شود و به ازای دستگیر کردن مردم در اجتماعات پاداش سرانه بگیرد. افسوس بر بسیج اگر تا حد یک حزب سیاسی تنزل کند؛ این آن چیزی نیست که امام ما برای بسیجیان می خواست. قرار نبود بسیج به دستگاهی تبدیل شود که اختیار انتخاب و آزادی رأی را از مردم بستاند.

بیانیه شماره 17 – پس از اغتشاش و هتکحرمت عاشورای 88

برای مراسم عاشورای حسینی علی رغم درخواست های فراوان، نه جناب حجت الاسلام والمسلمین کروبی اطلاعیه دادند و نه حجت الاسلام والمسلمین خاتمی اطلاعیه صادر کردند و نه بنده و دوستانم. با این وصف یک بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خودجوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی مانند. در حالی که مردم نه روزنامه همراه و مشوقی در کنار خود داشتند و نه از صدا و سیما، به عنوان رسانه ای ملی و بی طرف و منصف و عاقل بهره می بردند. باز همه ملت ها و جهانیان شاهد بودند که در میان توفانی از تهدیدها و تبلیغات و تکفیرها و اهانتها، عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت آمیز و بدون شعارهای تند، روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند.

بیانیه شماره 18 – 25 خرداد 89

از دروغ، تخلف و تقلب به کار گرفته شده در انتخابات، سؤال «رأی من کجاست؟» زاده شد و شما مردم، روشن و بی ابهام به شیوه ای مسالمت آمیز در راهپیمایی تاریخی و بی نظیر ۲۵ خرداد ۱۳۸۸  این سؤال را پرقدرت و بلند فریاد زدید و جز کسانی که جهل و خرافه و منفعت پرستی و دروغ چشم و گوش آنها را بسته بود، در سطح ملی و جهان همه آن را شنیدند و دیدند. ولی پاسخ چه بود؟

خون ها و رنج ها اما پرده های فریب و ریای تمامیت خواهان را دریدند و فساد نهادینه شده پشت پرده های قدیس نمایی را نمایان کردند و این رویدادهای تلخ و نحوه تعامل دولتیان با مردم به همه اقشار ملت ما از کارگران، معلمان، دانشجویان، روزنامه نگاران، استادان، روحانیون، کارآفرینان، بازاریان، زنان، مردان، جوانان و پیران و همه فعالین جنبش های اجتماعی و اقشار مستضعف و میانه نشان داد که ریشه مشکلات آنها در کجاست. اینکه کشور ما بیشترین اعدام ها را نسبت به جمعیتش در جهان دارد، ناشی از بزهکاری گناهکاران نیست، ناشی از رخت بر بستن عدالت و مدیریت و حکومت خوب در جامعه ماست. و اینکه حتی مصلحت های روزمره و عاجل حکومت باعث نشده است که تمامیت خواهان و دولتیان دست از دروغ و فساد و خرافه و زیر پا نهادن قانون اساسی و سایر قوانین بردارند، نشان از نفوذ عمیق امروز بیت المال در معرض یغمای یغماگران قدیس مآب است و هنوز ملت علی رغم ادعاها و دستورهای شدید از شناسایی و معرفی و محاکمه این مفسدان چیزی ندیده است. امروز بیش از همیشه تاریخ، مردم متجاوزان به حقوق اساسی ملت را می شناسند و به نقض مکرر حقوق بشر و کرامت انسانی در نظام امنیتی - قضایی کشور آگاهی دارند.

بیانیه موسوی و کروبی به مناسبت 22بهمن89

آیا دردناک نیست که بعد از گذشت بیش از30 سال از انقلاب، دوباره دغدغه مردم مواجهه با باز تولید همان مناسبات پادشاهی و این بار به نام دین باشد؟ در شرایطی هستیم که هر چیزی از حقوق مردم در قانون اساسی و آرمان های انقلاب بود زیرپا گذاشته شده، فصل سوم قانون اساسی، یعنی حقوق ملت، در پرانتز قرار گرفته و آنچه به نفع حاکمان بوده است به صورت اغراق آمیز و چند برابر به اجرا درآمده و تبعیت بی چون و چرا از قدرت، رنگ قدسی و آسمانی به خود گرفته و عدم سؤال از قدرت فضیلت شده وهر صدای منتقد و متعارض با شبیه سازی های مضحک، به خارجی بودن و همدستی با بیگانه و صهیونیسم و نفاق متهم گردیده است، تا آنجا که امروز شرایط سیاسی کشور ازخطر بازتولید مناسبات شاهنشاهی، جز موروثی بودن حکومت چیزی کم ندارد. دریغا که آنچه بر سر نتایج انتخابات آمد و آنچه در پی شبه کودتای اقتدارگرایان رخ داد، حق اساسی تعیین سرنوشت ملت به دست خویش را خدشه دار کرد. امروز حاکمیت در ورای ایجاد این نگرانی که اگر او نباشد دین از بین می رود سنگر گرفته است و مرتباً با این اعلام خطر سعی می کند اقشار مذهبی را در پشت سر خود بسیج و منسجم کند، حال آن که در واقعیت، آن چیزی که بیشترین لطمه را به فضای دینی جامعه زده است رفتارهای ستمکارانه و ضددینی خود حاکمیت است.

/ 0 نظر / 5 بازدید