امپریالیستی به‌نام مدیریت دانشگاه آزاد
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱   کلمات کلیدی:
امپریالیستی به‌نام مدیریت دانشگاه آزاد

در برهه ای از تاریخ ، واژه امپریالیسم در ادبیات سیاسی به شدت خودنمایی می کرد.در این ادبیات منظور از امپریالیسم قدرتی بود که با کنار زدن خرده سرمایه داران دایما در حال بزرگتر شدن بود و می رفت تا همچون گلوله ای برفی هر آنچه در راه خود می دید ببلعد و از این بلعیدن های پیاپی بزرگ و بزرگ تر شود.بعدها این واژه با نام استکبار جهانی در ادبیات انقلاب اسلامی نیز وارد شد و هنوز هم پس از 30 سال به کرات مورد استفاده قرار می گیرد.  این نوشتار با اذعان به نقش مثبت دانشگاه آزاد در کشور و ارج نهادن بر خدماتی که این نهاد در طی بیش از دو دهه برای کشور صورت داده است ، با بر شمردن سه مورد از  ویژگی های یک امپریالیست در پی نشان دادن تطابق رفتارهای اخیر دانشگاه آزاد اسلامی با چنین مفهومی است.
 
1- گلوله برف ثروت ؛ قدرتی تدریجی برآمده از سرمایه های اقتصادی
تمامی قدرتهای امپریالیستی قدرت خود را از طریق جمع آوری ثروت و متمرکز نمودن قدرت مالکیت بدست می آورند. قدرتهای استعمارگر پرتغال و سپس  انگلستان  و فرانسه با پشتوانه های نظری مرکانتلیستها در اقتصاد توانستند به قدرتهایی بزرگ تبدیل شوند. هدف‏های سیاستهای اقتصادی این مکتب در رسیدن کشور به ثروت و شهرت خلاصه می‌شد.این مکتب تنها روش ایجاد ثروت را از طریق مثبت شدن تراز تجاری ( و نه تولید ) می‌دانست و این روش عاملی بود که در دراز مدت  موجب تضعیف کشوری که تراز تجاری آن منفی شده و طلا از آن خارج کشته و قدرت یافتن کشوری که طلا به ان وارد گشته می‏شود. به این ترتیب با ادبیات سیاسی اقتصادی مرکانتلیستی رفته رفته و قطره قطره ثروت از جیب طرفهای اقتصادی خارج شده و به مرور زمان قدرتی اقتصادی با قطره های طلا به یک اقیانوسی از طلا تبدیل می شد.این روش دقیقا همان روشی است که در طی بیش از دو دهه موجب رشد تدرجی دانشگاه آزاد شد.شهریه های دانشجویان چه کم بضاعت و چه متمول رفته رفته قدرتی بزرگ برای دانشگاه آزاد در زمینه اقتصادی ایجاد کرد که امروزه آمارهای عجیب و غریبی از ثروت آن از گوشه و کنار به گوش می رسد.
 
2- تلاش برای تسلط بر مراکز تصمیم گیری
قدرتهای امپریالیستی غیر از ادبیات اقتصاد سیاسی مرکانتلیسم گوشه چشمی به نفوذ در مراکز قدرت داشته اند . کمپانی هند شرقی که درست در ابتدای قرن 17 میلادی از دست ملکه انگلستان امتیاز تجارت دریافت داشت پس از نفوذ در هند به بهانه تجارت رفته رفته توانست به مرکز قدرت حکومت گورکانیان هند نفوذ کرده و سرعت گلوله برفی ثروت خود را بیش از پیش افزایش دهد .چنین عملکردی به تدریج موجب تبدیل شدن هندوستان به مهمترین مستعمره انگلستان شد. دانشگاه آزاد نیز در ایران  چندی است که در پی نفوذ به ساختارهای قدرت سیاسی در ایران بوده تا در مواقع ضروری بتواند به گلوله برف ثروت خود شتابی بخشیده و یا آن را از چاله ها ی پیش رو برهاند. بارزترین این رفتارها از کاندیداتوری  چند باره رئیس این دانشگاه آغاز شد و در نهایت به نفوذ این نهاد در مجلس منتهی شد .گزارش ها و خبرهای جسته و گریخته از وامدار شدن بسیاری از افراد ،تحت عنوان اعطای مدرک  کارشناسی ارشد ودکتری و غیره به آنها حکایت می کند..این نفوذ به گونه ای است که مجلس یک کشور را در برابرشورای انقلاب فرهنگی قرار داده تا  متولیان دانشگاه آزاد بتوانند ثروتی را که متعلق به عموم مردم است را وقف کنند. شاید اگر تمامی مردم ایران که صاحبان دانشگاه آزاد هستند هم راضی به وقف آن باشند اما رضایت نداشته باشند که این وقف به عنوان ملک کسی رخ دهد چرا که در این حالت مالکان مصنوعی خواهند توانست تا ابد قدرت دخل و تصرف  مدیریتی را در موقوفه خود داشته باشند. به راستی موافقان وقف دانشگاه آزاد باید در پیشگاه ملت ایران به این سوال جواب دهند که آیا دانشگاه آزاد ملک آنهاست که بخواهند آن راوقف کنند؟ آنها پاسخ دهند که هدف از این وقف چیست؟آیا می خواهند منافع آن را به عموم مردم برسانند؟ مگر در حال حاضر چنین اتفاقی نمی افتد که چنین هدفی دنبال می شود؟
 
3-  عدم پاسخگویی به مراکز کنترل
با توجه به فلسفه مرکانتلیستی ، تمامی قدرتهای امپریالیستی همواره در پی ایجاد ابهام در عملکرد و مناسبات خود بوده اند. کسب ثروت به صورت تدریجی و با استفاده از نفوذ در مراکز تصمیم گیری و گاه استفاده از ثروتهای کوچک موجب رفتاری می شود که عدم شفافیت بهترین نمود آن است.در دوران استعمار این قدرتها گاه در پوشش سفیر و گاه در پوشش مبلغان مسیحی افرادی را در اجتماعات  و کشورها می فرستادند تا بتوانند هر اطلاعاتی که لازم است کسب کرده و هر اعمال نفوذ و شیطنتی را به نفع خود به انجام رسانند.چنین رویکردی بهترین روش برای پاسخگو نشدن در برابر مراکز کنترلی قدرتهای دیگر بود.در دهه های اخیر نیز قدرتهای امپریالیسم جدید تحت پوشش سازمانهای جهانی همچون شورای امنیت سازمان ملل و سازمان تجارت جهانی در پی اندوختن قدرتی فراتر از دیگران برای خود هستند .قدرتی که به دیگران پاسخگو نیست اما دیگر قدرتها همه باید به آن پاسخگو باشند.متاسفانه دانشگاه آزاد در این زمینه هم چنین رفتاری را از خود بروز داده است. تحقیق تفحصهای مجلس از دانشگاه آزاد هیچگاه به جواب نرسیده است ، قوه قضائیه و سازمان بازرسی کل کشور به طور کامل و شفاف از عملکرد آن اطلاعی ندارند. این نهاد  از امکانات حکومت  مانند صدا و سیما برای رشد خود استفاده کرد ولی  کمتر خود را به آنها مقید نمود. عدم پاسخگویی و عدم شفافیت دانشگاه آزاد هواره موجب شده تا شایعات فراوانی بر علیه آن ایجاد شود.
 
نتیجه
این نوشتار برآن نیست تا دانشگاه آزاد را یک قدرت امپریالیستی بی بازگشت بنامد اما تذکری است تا نهادی که تا کنون خدمات زیادی را به کشور ارائه داشته است از مسیر اشتباه صورت گرفته بازگرداند.رفتار شبه امپریالیستی دانشگاه آزاد در دراز مدت به زیان آن و مدیران آن خواهد بود . اگر این نهاد از گام نهادن در موارد 3 گانه مورد اشاره خودداری کند آنگاه شایعات مربوز به آن نیز خود به خود کاهش خواهد یافت. دانشگاه آزاد اگر در پی تکمیل خدمت خود به مردم است از تبدیل شدن به یک کاسب خودداری کرده ، از نفوذ در مراکز تصمیم گیری خودداری کرده و در نهایت خود را مقید به یک نهاد نظارتی گرداند.